کاوش در ساختار نظام نوآوری سازمانی با مدلسازی ساختاری تفسیری

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار، گروه نوآوری و پایداری، دانشکده حکمرانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

10.48308/jimp.2025.239590.1637

چکیده

مقدمه و اهداف: نوآوری نه تنها به عنوان موتور محرک اقتصاد و عامل مزیت رقابتی است بلکه در جهان امروز از جنبه‌های اجتماعی و محیط‌زیستی نیز اهمیت فراوانی دارد. از سوی دیگر با توجه به پیچیدگی‌ها و روابط بازخوردی متعدد بین کنشگران نوآوری پرداختن به نوآوری بر اساس فرایند خطی متداول چندان اثربخش نخواهد بود. بنابراین لازم است تا رویکردی متناسب با شرایط دنیای واقع برای پرداختن به نواوری اتخاذ کرد. نگاه سیستمی به نوآوری که در چارچوب رویکرد نظام‌های نوآوری تجلی یافته یکی از این رویکردها است که در پاسخ به نواقص نگاه خطی به نوآوری مطرح شده است. بر این اساس پژوهش حاضر به دنبال شناسایی ابعاد تشکیل دهنده نظام نوآوری سازمانی به عنوان یکی از سطوح نظام‌های نوآوری و روابط بین این ابعاد است.

روش‌ها: پژوهش حاضر در دو بخش انجام شده است. در بخش اول به منظور شناسایی ابعاد سازنده نظام نوآوری سازمانی از روش فراترکیب هون استفاده شده است. به منظور جستجو و انتخاب اسناد مناسب، زنجیره کلیدواژگان در پایگاه وب آو ساینس جستجو شد و پس از اعمال فیلترهای مختلف و معیارهای ورود و خروج مناسب، 4 سند برای بررسی نهایی انتخاب و تحلیل شدند. در بخش دوم به منظور تعیین روابط بین ابعاد شناسایی شده و سطح‌بندی آنها از روش مدلسازی ساختاری تفسیری استفاده شد. پرسشنامه در اختیار 16 نفر از اعضای هیئت علمی دانشکده مدیریت و حسابداری و پژوهشکده مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی که دارای سابقه پژوهشی یا اجرایی در حوزه نوآوری هستند قرار گرفت. محاسبات نیز با استفاده از نرم‌افزار متلب 2017 انجام شد.

یافته‌ها: پس از شناسایی و تحلیل اسناد منتخب 7 بعد برای نظام نوآوری سازمانی شناسایی شد. این هفت بعد عبارتند از: کنشگران بالادستی، بنگاه نوآوری کانونی، نوآوری (ارزش پیشنهادی)، فرایند نوآوری، مشتریان، مکمل‌سازها و نهادها. بر اساس مدلسازی ساختاری تفسیری این ابعاد در 4 سطح، بخش‌بندی شده‌اند. در سطح اول نوآوری یا ارزش پیشنهادی به عنوان خروجی نظام نوآوری سازمانی قرار دارد. در سطح دوم فرایند نوآوری، مشتریان و مکمل‌سازها قرار دارند. در سطح سوم کنشگران بالادستی و بنگاه نوآوری کانونی قرار دارد. در سطح چهارم و آخر نیز نهادها قرار دارند. بر این اساس نهادها را می‌توان مهمترین بعد نظام نوآوری سازمانی دانست که بر تمامی ابعاد دیگر مدل تاثیرگذار است و تا زمانی که تغییرات نهادی مناسب اتفاق نیفتند هر نوع تغییر دیگری در نظام ناپایدار خواهد بود. کنشگران بالادستی و بنگاه نوآوری کانونی که در سطح سوم قرار گرفته‌اند در درجه دوم اولویت قرار دارند. مکمل‌سازها، بنگاه نوآوری کانونی و مشتریان اولویت سوم را در میان ابعاد نظام نوآوری سازمانی دارند و نوآوری یا ارزش پیشنهادی که در سطح اول مدل قرار دارد از آخرین اولویت در نظام نوآوری سازمانی برخوردار است. همچنین تجزیه و تحلیل میک‌مک این ابعاد را بر اساس قدرت نفوذ و میزان وابستگی تقسیم‌بندی کرده است. ابعاد فرایند نوآوری، مشتریان و مکمل‌سازها از بیشترین میزان وابستگی و نهادها از کمترین میزان وابستگی برخوردار هستند. بیشترین قدرت نفوذ نیز در اختیار نهادها و کمترین قدرت نفوذ در اختیار نوآوری یا ارزش پیشنهادی است. کنشگران بالادستی و کنشگران کانونی به همراه نهادها در طبقه متغیرهای مستقل قرار می‌گیرند. نوآوری یا ارزش پیشنهادی در دسته متغیرهای وابسته قرار دارد. فرایند نوآوری، مشتریان و مکمل‌سازها نیز در طبقه متغیرهای پیوندی جای دارند.

نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان می‌دهند که بهره‌گیری از چارچوب نظام نوآوری سازمانی می‌توان عاملی موثر در پیشبرد نوآوری به صورت سیستمی در سطح خرد و در نتیجه تحقیق اهداف نظام‌های نوآوری در سطوح بالاتر به ویژه سطح ملی باشد. این نظام با در نظر گرفتن بنگاه نوآور، به عنوان عنصر کانونی، به عناصر بالادستی و پایین‌دستی فعال در فرایند نوآوری نیز توجه می‌کند و تلاش می‌کند تا با نگاهی کل‌گرا، روابط بازخوردی تمامی کنشگران را مورد توجه قرار دهد و از این طریق نگاهی منطبق با واقعیت‌های دنیای پیچیده به مقوله نوآوری داشته باشد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

Exploring the Structure of Organizational Innovation System Using Interpretive Structural Modeling

نویسنده [English]

  • Mehran Badin Dahesh
Assistant Professor, Department of Innovation and Sustainability, Faculty of Governance, University of Tehran, Tehran, Iran.
چکیده [English]

Introduction: Innovation serves as the driving force of the economy and a source of competitive advantage. It also holds significant importance from social and environmental perspectives today. Due to the complexities and numerous feedback loops among innovation actors, addressing innovation through the conventional linear process is less effective. Therefore, adopting an approach aligned with real-world conditions is essential. A systemic view of innovation, embodied within the innovation systems approach, addresses the shortcomings of the linear perspective. Accordingly, this study aims to identify the dimensions comprising the organizational innovation system, one of the levels within innovation systems, and the relationships among these dimensions.

Methods: The current research was conducted in two stages. In the first stage, Hoon’s meta-synthesis method was employed to identify the dimensions of the organizational innovation system. Keyword chains were searched in the Web of Science database, and after applying various filters and appropriate inclusion and exclusion criteria, four documents were selected and analyzed. Interpretive Structural Modeling (ISM) was used in the second stage to determine the relationships and hierarchical structuring of the identified dimensions. A questionnaire was administered to 16 faculty members from the Faculty of Management and Accounting and the Research Institute for Science and Technology Studies at Shahid Beheshti University, with research or executive backgrounds in innovation. Calculations were conducted using MATLAB 2017 software.

Results and Discussion: Following the analysis of the selected documents, seven dimensions were identified for the organizational innovation system. These dimensions include upstream actors, the focal innovative enterprise, innovation (value proposition), innovation processes, customers, complementors, and institutions. Based on Interpretive Structural Modeling, these dimensions are structured into four hierarchical levels. Innovation or value proposition, as the output of the organizational innovation system, is placed at the first level. The innovation process, customers, and complementors are at the second level. Upstream actors and the focal innovative enterprise constitute the third level, with institutions occupying the fourth and final level. Institutions are thus considered the most influential dimension within the organizational innovation system, affecting all other dimensions, suggesting that without appropriate institutional changes, any other modifications within the system would be unstable. Upstream actors and the focal innovative enterprise at the third level hold second priority. Complementors, the focal innovative enterprise, and customers share third priority, while innovation or value proposition, positioned at the first level, has the lowest priority. Additionally, MICMAC analysis classified these dimensions according to their influence and dependency levels. The innovation process, customers, and complementors exhibit the highest dependency, while institutions have the lowest dependency. Institutions demonstrate the greatest influence, with innovation or value proposition having the least. Upstream actors, focal actors, and institutions fall within the category of independent variables; innovation or value proposition is classified as a dependent variable, and the innovation process, customers, and complementors are categorized as linkage variables.

Conclusion: Findings suggest that utilizing the organizational innovation system framework can effectively promote innovation systematically at the micro-level, thereby facilitating the realization of innovation systems' objectives at higher levels, especially at the national level. By focusing on the innovative enterprise as the focal element, this system considers both upstream and downstream actors involved in the innovation process and adopts a holistic perspective that accounts for feedback relationships among all actors, thus aligning closely with the realities of a complex world.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Innovation System
  • Organizational Innovation System
  • Innovation
  • Interpretive Structural Modeling
  • Meta-synthesis