دوره 4, شماره 3

پاییز1393

فهرست مطالب

مقالات

     دنیای مدرن امروز موجب افزایش آلودگی‌ها و مشکلات زیست‌محیطی و درنتیجه افزایش نگرانی‌ دولت‌ها و سازمان‌ها درمورد محیط ‌زیست شده است. یکی از گام‌های بزرگ برای بهبود محیط زیست، استقرار استاندارد مدیریت زیست‌محیطی (ایزو 14001) در سازمان‌ها است. شواهد نشان می‌دهد که هرچند بیشتر سازمان‌ها این استاندارد را دارند، موفقیت در پیاده‌سازی قوانین و ضوابط ایزو 14001 متفاوت است. پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل مؤثر بر موفقیت سازمان‌ها در پیاده‌سازی استاندارد مدیریت زیست‌محیطی در صنعت کاشی و سرامیک استان یزد انجام شد. در این پژوهش، از طریق مرور جامع پیشینه پژوهش، 12 عامل اثرگذار بر موفقیت سازمان‌ها در پیاده‌سازی ایزو 14001 استخراج و در سه گروه کارکردهای مدیریتی، فرهنگ سازمانی و منابع طبقه‌بندی شدند. سپس دقت دو روش مدل‌سازی معادله ساختاری و سیستم استنتاج عصبی- فازی تطبیقی در پیش‌بینی موفقیت سازمان‌ها در پیاده‌سازی ایزو 14001 با یکدیگر مقایسه شد. نتایج نشان داد روش مدل‌سازی معادله ساختاری در این زمینه عملکرد بهتری دارد. نتایج نهایی تجزیه و تحلیل داده‌ها نشان داد که کارکردهای مدیریتی، فرهنگ سازمانی و منابع به‌ترتیب با ضرایب 50/0، 25/0 و 22/0 بر موفقیت در پیاده‌سازی سیستم مدیریت زیست‌محیطی تأثیر معنادار دارند. درپایان، برپایه ضرایب تأثیر هر گروه از عوامل و نتایج دیگر این مرحله، هریک از 12 عامل اثرگذار اهمیت‌سنجی و اولویت‌بندی شدند.

علی مروتی شریف‌آبادی, مهسا نمک‌شناس جهرمی
PDF

 

چکیده

     تعیین سیاست بهینه موجودي همواره یکی از چالش­های مدیریت موجودی و تولید بوده و در این زمینه، تاکنون تلاش­هاي گسترده­اي انجام و مدل­هاي مختلفی ارائه شده است. بیشتر مدل‌هایی که مطرح شده­اند تا حد امکان سعی در ساده­سازي واقعیت­ها داشته و پارامترهاي مدل را به‌طور قطعی درنظر گرفته­اند. همچنین، در تعیین سیاست بهینه موجودی در زنجیره­های تأمین چندسطحی، عدم­قطعیت­های بسیار زیادی تأثیرگذار هستند. در اين تحقيق، با استفاده از شبكه‌هاي بيزين، يك مدل يكپارچه احتمالي براي مدل‌سازی عدم‌قطعیت سیاست بهینه موجودی در زنجیره­های تأمین چندسطحی توسعه يافته است. کاربرد اصلي  شبکه­های مذکور در وضعيت‌هايي است که نيازمند استنتاج آماري باشند. این روش یکی از ابزارهای جدید و پیشرفته هوش مصنوعی و مدل‌سازی ریسک است که مکانیسمی برای ارزیابی روابط علت و معلولی دربین مجموعه­ای از متغیرها فراهم می­آورد. در مدل پیشنهادی انواع متغیرهای کمی و کیفی غیرقطعی در سطوح مشتری، خرده­فروش، تولیدکننده و تأمین­کننده فرمول­نویسی شده­اند. منطق مدل، تسخير عدم‌قطعيت عوامل سازماني و فنی براي استنتاج موجودی بهینه در سطوح مطلوب است و با استفاده از داده­های یک مطالعه موردی در نرم‌افزار Agenarisk پياده‌سازي شده است.

امین جیلان بروجنی, حنان عموزاد مهدیرجی
PDF

چکیده

     مديريت ريسک سازمان به‌عنوان پارادايمي نوين مطرح شده است که بر نگاهي استراتژيک به ریسک‌ها در گستره سازمان تأکید می‌کند. به‌طور مفهومي، مدیریت ریسک سازمان رويکردي سيستماتيک براي شناسايي، ارزيابي، اولويت‌بندي و کنترل ريسک‌ها و اثرات کلي و تجمعي آن‌ها در سراسر يک سازمان به شيوه‌اي هماهنگ و يکسان است. با درنظر گرفتن تأثیر بالقوه ناتواني در مديريت ريسک بر عملکرد يک سازمان، شگفت است که ريسک و مديريت آن، تنها چند صباحي است که مورد توجه گسترده‌تر جامعه کسب‌وکار قرار گرفته است. هدف اساسی این پژوهش استخراج و گروه‌بندی مؤلفه‌ها و ابعاد مدیریت ریسک سازمان از طریق روش کیفی فراترکیب است.  ابزار پژوهش، اسناد و مدارک پیشین در این زمینه است که درکل تعداد  31 پژوهش را شامل می‌شود. شیوه تحلیل داده‌ها کدگذاری باز است. نتایج بیانگر این است که 58 مؤلفه (کد) شناسایی‌شده در 6 بعد اصلی ایجاد بستر و وضع اهداف، شناسایی و تعریف ریسک، سنجش و ارزیابی ریسک، مدیریت ریسک، درمان و پاسخ به ریسک، اطلاع‌رسانی، ‌پایش و بازنگری قابلیت طبقه‌بندی را دارند.

نوید جعفری‌نژاد*, عباس مقبل باعرض, عادل اذر
PDF

     در عصر دانش و تکنولوژی، اهمیت چابکی انکارنشدنی است. چابکی به‌معنای واکنش اثربخش به محیط متغیر و غیرقابل‌پیش­بینی و استفاده از آن تغییرات به‌عنوان فرصت­هایی برای پیشرفت سازمانی است. هدف این پژوهش، ابتدا شناسایی عوامل مؤثر بر چابکی شهرک صنعتی فاز 2 ارومیه و سپس اولویت‌بندی چابکی صنایع موجود در شهرک صنعتی است. برای این منظور، پیشینه پژوهش بررسی شد و عوامل مؤثر بر چابکی شناسایی و با تأیید اساتید و خبرگان صنعتی معیارهای نهایی انتخاب شدند. معیارهای نهایی عبارت‌اند از: فرآیندهای چابک، چابکی بازار، راهبرد چابک، روابط چابک، فناوری اطلاعات و کارکنان چابک. همچنین، برای این معیارها 21 زیرمعیار شناسایی شد. اوزان و رتبه‌بندی معیارها با استفاده از تکنیک AHP فازی به‌دست آمد و برای رتبه‌بندی صنایع نیز از تکنیک تاپسیس فازی استفاده شد. براساس نتایج به‌دست‌آمده، اولویت­بندی معیارهای اصلی به‌ترتیب، چابکی بازار، راهبرد چابک، روابط چابک، کارکنان چابک، فناوری اطلاعات و فرآیندهای چابک هستند. نتیجه رتبه­بندی چابکی صنایع نیز به‌ترتیب اولویت، صنعت فلزی، شیمیایی، سلولوزی، موادغذایی و خدمات است.

رضا احمدی کهنعلی, سردار قاسمی
PDF

 

چکیده

     سیستم‌هاي تولید سلولی يكي از مهم‌ترين روش‌های تولید به‌شمار مي‌روند. در اين مقاله، با توجه به انعطاف‌پذیری در پردازش عملیات، تخصیص ماشین به هر عملیات و تعريف فازی پارامترهاي هزینه، یک مدل چندهدفه برای تشكيل يك سیستم تولید سلولی در شرایط پویا ارائه می‌شود. در مدل پيشنهادي، اهداف حداقل‌سازي هزینه‌های سیستم تولید و حداقل‌سازي واریانس هزینه‌های فازی درنظر گرفته مي‌شوند. همچنين، به‌منظور دستيابي به جواب‌هاي مؤثر، یک الگوریتم تركيبی از NSGA-II و شبیه‌سازی تبرید تدريجي پیشنهاد می‌شود و طراحی آزمایشات تاگوچی برای تنظیم پارامترهای این الگوریتم به‌کار می‌رود. برای بررسي کارایی الگوریتم پیشنهادی، نتايج به‌دست‌آمده از حل چندين مسئله نمونه مختلف، براساس شاخص‌های زمان CPU، فاصله نسل‌ها، فاصله‌بندی و کیفیت جواب‌ها با نتايج الگوریتم اوليه NSGA-II مقايسه و تحليل می‌شود.

علیرضا علینژاد, سجاد ثابت, مصطفی اختياري
PDF

چکیده

     تحلیل پوششی داده‌ها یک تکنیک مدیریتی برای ارزیابی عملکرد واحدهای تصمیم‌گیرنده است. در راستای اهمیت پیش‌بینی عملکرد واحدها، این مقاله به ارائه یک رویکرد هیبریدی براساس تحلیل پوششی داده‌های تصادفی فازی (FSDEA) و تکنیک تجزیه و تحلیل مؤلفه‌های اصلی (PCA) می‌پردازد. از آنجا که از تئوری اعتبار در محدودیت‌های مدل پیشنهادی و از مقدار مورد انتظار در تابع هدف آن در راستای پیش‌بینی کارایی مورد انتظار واحدها استفاده می‌شود، فرآیند حل آن پیچیده است؛ لذا تحت این فرض که ورودی‌ها و خروجی‌های واحدها به‌صورت متغیرهای فازی مثلثی مستقل هستند، مدل  FSDEAبه مدل برنامه‌ریزی قطعی معادل آن تبدیل می‌شود. پس از محاسبه کارایی‌های پیش‌بینی‌شده اولیه توسط مدل برنامه‌ریزی قطعی تحت سطوح مختلف اطمینان، تکنیک PCA روی نتایج به‌دست‌آمده به‌منظور حذف نتایج نامطلوب به‌کار می‌روند و مؤلفه‌های اصلی انتخاب می‌شوند که به‌عنوان خروجی‌های واحدهای تصمیم‌گیرنده در مدلPCA-FSDEA  به‌منظور پیش‌بینی کارایی دوره مالی آتی واحدها به‌کار می‌روند. درپایان، رویکرد هیبریدی پیشنهادی روی یک مثال کاربردی به‌کار می‌رود و نتایج به‌دست‌آمده از آن با نتایج مدل Fuzzy-SBM که توسط چن و همکارانش (2013) ارائه شده مقایسه می‌شود
علی یعقوبی, مقصود امیری, اعظم دخت صفی صمغ‌آبادی***
PDF
تعیین سیاست بهینه موجودي همواره یکی از چالش­های مدیریت موجودی و تولید بوده و در این زمینه، تاکنون تلاش­هاي گسترده­اي انجام و مدل­هاي مختلفی ارائه شده است. بیشتر مدل‌هایی که مطرح شده­اند تا حد امکان سعی در ساده­سازي واقعیت­ها داشته و پارامترهاي مدل را به‌طور قطعی درنظر گرفته­اند. همچنین، در تعیین سیاست بهینه موجودی در زنجیره­های تأمین چندسطحی، عدم­قطعیت­های بسیار زیادی تأثیرگذار هستند. در اين تحقيق، با استفاده از شبكه‌هاي بيزين، يك مدل يكپارچه احتمالي براي مدل‌سازی عدم‌قطعیت سیاست بهینه موجودی در زنجیره­های تأمین چندسطحی توسعه يافته است. کاربرد اصلي  شبکه­های مذکور در وضعيت‌هايي است که نيازمند استنتاج آماري باشند. این روش یکی از ابزارهای جدید و پیشرفته هوش مصنوعی و مدل‌سازی ریسک است که مکانیسمی برای ارزیابی روابط علت و معلولی دربین مجموعه­ای از متغیرها فراهم می­آورد. در مدل پیشنهادی انواع متغیرهای کمی و کیفی غیرقطعی در سطوح مشتری، خرده­فروش، تولیدکننده و تأمین­کننده فرمول­نویسی شده­اند. منطق مدل، تسخير عدم‌قطعيت عوامل سازماني و فنی براي استنتاج موجودی بهینه در سطوح مطلوب است و با استفاده از داده­های یک مطالعه موردی در نرم‌افزار Agenarisk پياده‌سازي شده است
امین جیلان بروجنی, حنان عموزاده